تبليغاتX
ایستگاه اندیشه
من، فكر می‌كنم در اين ايستگاه، به‌ امتداد انديشه‌های دگر...

بررسی زیارت جامعه ی کبیره

نقدی بر دیدگاه های آقای دکتر محسن کدیور

 

مقدمه

چندی است که جناب آقای دکتر محسن کدیور در مجالس سخنرانی خود، اشاراتی به «زیارت جامعه ی کبیره» داشته اند. ایشان با ارائه ی دیدگاههای خود به این نتیجه رسیده اند که این زیارت که یکی از مشهورترین زیارتنامه های رایج در جامعه ی شیعه است، هم از نظر سند و هم از دید همخوانی با قرآن قابل قبول نیست.

رساله ای که پیش روی شماست، بر آن است تا نادرستی بخشی از این دیدگاه را به گونه ای استدلالی و علمی، نشان دهد.[۱]

برای بررسی کامل مسایل مورد نظر آقای دکتر کدیور، سخنرانی ایشان در یکی از جلسات دعای کمیل که توسط برخی پیشکسوتان برگزار می شود، مورد توجه قرار گرفت.[۲]

ایشان بحث خود را در چهار قسمت ارائه کرده اند:

۱-      جایگاه زیارت جامعه در نگاه علمای شیعه؛

۲-      تحقیق سندی در میزان درستی سند این زیارت از نگاه علم رجال شیعه؛

۳-      محتوای زیارت جامعه به شکل اجمال؛

۴-      نتیجه گیری.     

 

آقای دکتر کدیور بازخوانی های مورد نظر خود را در جمعی که در تخصص مهندسی خود از برترین و گرانقدرترین های جامعه ی ایران هستند، اما درباره ی این مسایل بطور تخصصی مطالعه نکرده اند، بیان کردند و مورد تقدیر قرار گرفتند. اما وقتی مطالب ارائه شده در این جلسه مورد نقد علمی قرار گرفت، نتایج حیرت انگیزی به دست آمد:

 

o        عدم رعایت امانت از سوی آقای دکتر کدیور در نقل دیدگاه برخی علمای شیعه به شکلی معنی دار[۳]؛

o        عدم رعایت امانت در بررسی برخی راویان زیارت جامعه؛

o        آگاهی آقای دکتر کدیور از علم رجال شیعه در اندازه ای سطحی و غیر عمیق.

 

با بررسی این رساله، نادرستی روش آقای دکتر کدیور در بازخوانی یکی از منابع اعتقادی شیعه به روشنی به دست خواهد آمد.

آنچه مورد نظر این کتاب بوده، نقد دو بخش نخست تحقیق آقای دکتر کدیور درباره ی زیارت جامعه است. بخش سوم سخنرانی ایشان که به محتوای این زیارت پرداخته، در مجلدات بعدی این رساله بررسی خواهد شد.

برای آگاهی خوانندگان گرامی از دیدگاه های آقای دکتر کدیور، در بخش نخست این رساله، متن پیاده شده ی سخنرانی ایشان که دو بخش نخست از قسمتهای چهارگانه ی تحقیق شان را در بر می گیرد، آورده شده است. بخشهای دوم و سوم رساله نیز نقد مطالب بخش اول را شامل می شوند.

لازم به تذکر است که در بخشهای دوم و سوم این رساله، آنچه در میانه گیومه آورده شده، متن دقیق سخنان آقای دکتر کدیور است.

در پایان آرزومندیم تا این نوشته قدمی هرچند اندک در ارائه ی دیدگاه علمی به خوانندگان برداشته باشد تا همگی دریابیم که وارد کردن پیشفرض های جانبی در دیدگاه های علمی، ره به بیراهه خواهد برد و آنچه به دست نخواهد داد، حقیقت و راستی است.

با تشکر و تقدیم احترام فراوان

جمعی از دانشجویان دانشکده ی فنی

دانشگاه تهران

utsirresearch@gmail.com

 

 

 

بخش نخست: متن پیاده شده ی سخنرانی آقای دکتر کدیور

 

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

اعوذ باالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. حسبنا الله و نعم الوکیل؛ نعم المولی و نعم النصیر. ثم الصلوة و السلام علی البشیر النذیر و السّراج المنیر مولانا و مقتدینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطاهرین.

موضوع بحث امشب، بررسی زیارت جامعه ی کبیره است. بحث من شامل چهار قسمت خواهد بود. قسمت اول، شأن این زیارت را در نظر علمای بزرگ شیعه بررسی می کنیم. قسمت دوم، سند این زیارت را مورد بررسی قرار می دهیم. قسمت سوم، محتوای زیارت به شکل اجمال؛ بالاخره در قسمت چهارم، نتیجه گیری از این بحث را به دست خواهیم داد. امیدوارم در همین فرصت کوتاه بتوانم این بحث را به نحو مطلوب ارائه کنم.

این زیارت یکی از پر شرح ترین زیارات شیعه است؛ یعنی بیشترین شرح را از جانب علما بر آن نوشته اند. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در «الذریعه» هشت تا شرح بر این زیارت ذکر می کند. از مشهورترین آنها، شرح دو مجلسی است، محمد تقی مجلسی و محمد باقر مجلسی بر این زیارت. و از جمله شروح دیگر که منتشر هم شده، شرح مرحوم سید عبدالله شبّر هست به نام «الانوار اللامعة».

من این سه تا شرح را برای این زیارت بررسی کرده ام و خوانده ام. و حالا نکاتی را می خواهم درباره ی این زیارت برای دوستان عرض بکنم.

درباره ی این زیارت گفته شده است که، مرحوم مجلسی گفته است که این زیارت، عین عبارتش را برای شما بخوانم، مجلسی بزرگ، محمد تقی مجلسی، در «روضة المتقین» که شرح «من لایحضره الفقیه» است، ذکر کرده است که: «تردیدی نیست که این زیارت از امام هادی علیه السلام به تقریر امام زمان است و این، کاملترین زیارات و بهترینشان است.» یعنی، نقل این زیارت از امام هادی است که ایشان اضافه می کند که به تقریر امام زمان هم هست. یک حالتی را هم بین خواب و بیداری از خودش نقل می کند که به نظرش رسیده که به محضر امام زمان مشرف شده و ایشان گفته اند که این زیارت را بخوان. و در آن مقدمه ی شرح  خودش این را ذکر کرده است.

مرحوم مجلسی صاحب بحار الانوار هم ذکر کرده است و گفته است که: «این زیارت أصحّ الزیارات سنداً و أعمّها مورداً و أفصحها لفظاً و أبلغها معناً و أعلیها شأناً هست.» بین همه ی زیارات، این صحیحترین زیارت به لحاظ سند، بیشترین موارد را در این زیارت مشاهده می کنیم، به لحاظ لفظ، فصیحترین؛ به لحاظ معنا، بلیغترین؛ و به لحاظ شأن اعلیِ همه ی این زیارات است.

مرحوم شبّر هم چیزی شبیه به این دارد. مرحوم محدث قمی، شیخ عباس قمی، هم در مفاتیح این زیارت را که ذکر کرده، بعد یک حکایت سه صفحه ای هم از استادش مرحوم میرزای نوری نقل کرده که او از استاد دیگرش، سید کاظم رشتی آورده، خوابی را ذکر می کند و مواردی را، بالاخره می گوید که: «شما را تذکر می دهم به سه امر. نوافل، زیارت عاشورا، و زیارت جامعه.» سه بار هم می گوید:            «زیارت جامعه، زیارت جامعه، زیارت جامعه.»

به هر حال؛ این زیارت، همین سه تا نقلی که کردم، فکر می کنم کفایت بکند در اینکه بدانیم چقدر مورد اعتنای علما بوده و هست. این قسمت اول. مراد از جامعه هم این است که با این زیارت می توان  همه ی ائمه را زیارت کرد. وقتی مشرف می شوید به کربلا، به امام رضا، به نجف، به هرجایی، می شود  این زیارت را خواند. و اختصاص به یک امام خاص ندارد.

اما در مورد سند این زیارت.

این زیارت در سه کتاب معتبر شیعه نقل شده. و قدیمی ترین کسی که آن را نقل کرده، شیخ صدوق است در دو کتابش، «من لا یحضره الفقیه» و «عیون اخبار الرضا» این را نقل کرده. شیخ طوسی هم در «تهذیب» که یکی دیگر از کتب اربعه ی شیعه است، این کتاب [= زیارت] را از شیخ صدوق نقل کرده است. پس راوی این زیارت شیخ صدوق است. شیخ صدوق متوفای 381 است یعنی اواخر قرن چهارم محسوب می شود و اهل ری بوده است. در قم متولد و در شهر ری یعنی همین عبدالعظیم فعلی سکنی داشته است.

در سند این سه کتابی که نقل شده، مجموعاً یک سند بیشتر نیست. یعنی یک سند است که این را به امام هادی می رساند. این سند، آدرسش را هم بخواهم بدهم، کسی خواست مراجعه بکند، من لا یحضره الفقیه، جلد ۲، ص ۶۰۹ است؛ عیون اخبار الرضا، جلد ۲، ص ۲۷۷؛ تهذیب شیخ طوسی هم جلد ۶، صفحه ی ۱۰۷.

این روایت در بحار هم ذکر شده: بحار، جلد ۱۰۲، صفحه ی ۱۲۷ که آن توضیحی را هم که از مجلسی گفتم، در ذیل همین روایت است.

این روایت را، ابتدایش سندش این است که در من لا یحضره الفقیه، می گوید: «روی محمد بن اسماعیل برمکی: قال حدثنا موسی بن عبدالله النخعی، قال: قلت لعلی بن محمد، علی بن محمد همان امام هادی علیه السلام است که تا آخر به حضرت علی می رساند اجدادش را، بعد به ایشان عرض می کند که: «ای پسر پیامبر! به من یک مطلبی را بیاموزید که هر زمان خواستم که شماها را زیارت بکنم، مرا کفایت بکند.» و ایشان به نقل این روایت، این زیارت را ذکر می کند.

خوب؛ روات این را که بخواهیم بررسی کنیم، چون مرحوم مجلسی فرمودند: «أصحها سنداً» بالاخره. روات را بخواهیم بررسی کنیم، از نزدیکترین راوی به امام هادی به پایین را بررسی می کنیم.

در من لا یحضره الفقیه فقط همین دو نفر ذکر شده. اما در انتهای من لا یحضر، گفته که روایاتی را که من از این فرد یعنی محمد بن اسماعیل برمکی نقل می کنم، از چه طریقی است. آن طرق را هم همه آورده ام. مجموعاً تا شیخ صدوق چهار طبقه می شوند. امام هادی متوفای سال ۲۵۲ هستند. شیخ صدوق متوفای سال ۳۸۱ است. بین ایشان و آن امام حدود صد و سی سال فاصله است. و این صد و سی سال چهار طبقه شده. یعنی چهار دست راوی از همدیگر نقل کرده اند. همه ی روات را ما بررسی کردیم، اگر روایت بخواهد به لحاظ صناعت فنی دینی ما قابل اعتنا باشد، می بایست در هر طبقه یک نفر توثیق شده باشد. موثق باشد تا ما را به آن  گوینده ی اصلی، امام، برساند.

بالاترین راوی، یعنی فردی که این زیارت را از امام هادی نقل می کند، اسمش هست موسی بن عبدالله نخعی. این موسی بن عبدالله نخعی در من لا یحضر نوشته شده، اما در آن یکی، عیون اخبار الرضا، نوشته شده: موسی بن عمران نخعی. در دو کتابی که شیخ صدوق نقل کرده، یکجا نوشته موسی بن عبدالله، یکجا نوشته موسی بن عمران. و بقیه هم، هرکه از من لا یحضر نقل می کند، می گوید: موسی بن عبدالله. و هرکه از عیون نقل می کند، می گوید: موسی بن عمران.

حالا چه موسای نخعی پسر عمران باشد، چه پسر عبدالله باشد، قاعدتاً از اصحاب امام هادی می باشد. این بزرگوار در هیچیک از کتب رجال شیعه توثیق نشده است. هیچ کلمه ای هم در موردش نوشته نشده است. به عبارت دیگر، فردی مجهول است. یک کلمه نه در ردّش و نه در اثباتش، در هیچیک از کتب رجالی شیعه نامش ذکر نشده است. در بین ۱۷۸ [نفر] اصحاب امام هادی علیه السلام اسم ایشان نیست. یک کتاب مستقل در مورد امام هادی نوشته شده است که مفصلترین کتاب و مستندترین کتاب در مورد امام هادی است. یک نویسنده ی عراقی با نام «باقر شریف القُرِشی» کتابی را نوشته با نام «حیات الامام الهادی علیه السلام». و یک فصل این کتاب به روات و اصحاب امام هادی علیه السلام اختصاص دارد. تک تک آمده اینها را استخراج کرده و ذکر کرده است. اسم موسی بن عمران یا موسی بن عبدالله در بین این روات مشاهده نمی شود. همه ی کتابهای رجالی هم من تورّق کردم، هیچ موردی [دیده نشد.] به عبارتی، این فرد شناخته نشده است. به عبارت دیگر؛ فرد مجهول است.

برای سند همین یک مورد کفایت می کند، اما بقیه ی طبقات را هم بررسی می کنیم به خاطر اینکه در سند تک تک راویش تا کسی که برای ما نقل می کند، شناخته شده باشد.

اما فردی که از ایشان نقل می کند، یعنی آن آقای برمکی، محمد بن اسماعیل برمکی، این فرد شناخته شده است. در مورد این آقای برمکی که ناقل از این موسی بن عمران یا موسی بن عبدالله نخعی است، این فرد دو نقل در موردش شده است. دو تا رجالی معتبر شیعه دو قول معارض هم دارند.

نجاشی که استاد شیخ طوسی و استاد بسیاری از رجالیین بعدی محسوب می شود، ایشان توثیق کرده. گفته: «فرد موثقی است.» اما یک رجالی دیگری داریم به نام ابن غضائری. ابن غضائری ذکر کرده ایشان ضعیف هستند. ابن غضائری در این بحثهای رجالی که داریم، بسیاری از روات را متهم به تضعیف می کند. ملاکش هم «غلو و تفویض» هست. اگر کسی درش از این امور یافت شود، بلافاصله می نویسد برایش: «ضعیف.»

اکثر رجالی های شیعه تضعیفهای ابن غضائری را معتبر نمی دانند. علتش هم این است که ملاک او را قبول ندارند. ملاکشان با ملاک ابن غضائری فرق می کند.

به هرحال؛ شخص اول مجهول، و دومی از یک راوی موثق و از یک راوی دیگر ضعیف. اما توضیح نداده، ضعیفش چیست و غیر ضعیفش چیست.

طبقه ی سوم روات، چهار نفر هستند، در عیون اخبار الرضا. این چهار تا عبارتند از علی بن احمد دباغ، محمد بن احمد بن محمد بن سنان، علی بن عبدالله ورّاق، حسین بن ابراهیم بن احمد بن هشام مکتّب.

این چهار نفر به نحوی استادان شیخ صدوق محسوب می شوند. هیچکدامشان توثیق نشده اند. و چیزی غیر از استاد شیخ صدوق بودن نیز در موردشان ذکر نشده است. صرفاً شیخ صدوق در مورد برخی از اینها نوشته «رضی الله عنه». و به اعتبار همین «رضی الله عنه» گفته اند چون شیخ صدوق برای کسی طلب رضایت بکند، حتماً آدم خوبی بوده است. اما در بین این چهار تا که ذکر کردیم، یک طبقه ی وسطی هم قرار دارد، که دو نفر هستند. محمد بن عبدالله کوفی و ابوالحسین اسدی.

حالا فرض کنیم اساتید شیخ صدوق هم پذیرفته شده باشند. بواسطه ی همین «رضی الله عنه» آدمهای قابل اعتمادی باشند. آن دو نفری که ما را به محمد بن اسماعیل برمکی می رسانند، دو نفر دیگر هستند. این دو نفر که ذکر کردم. این دو نفر هم در هیچ کتاب رجالی توثیق نشده اند. مجهول کامل هستند. یکی اسمش هست محمد بن عبدالله، آنی که در کتب رجالی نوشته، محمد بن ابی عبدالله است و ظاهراً [نامفهوم] صورت گرفته.

بالاخره؛ سندی که در اختیار ما قرار گرفته، اگر بخواهیم مطابق ضوابط فنی علم رجال با آن برخورد کنیم، از این چهار طبقه ای که بین شیخ صدوق تا امام هادی قرار می گیرد، سه طبقه شان کاملاً ناشناس هستند. و یکنفرشان توثیق شده است و تضعیف شده است. هم توثیق شده و هم تضعیف شده است. و از این سه طبقه ی کاملاً مجهول، فقط در مورد آن طبقه ی نزدیک شیخ صدوق گفته شده چون استاد ایشان بوده اند و طلب رضایت الهی برایشان کرده، قابل پذیرش هستند.

به هر حال، اینکه علامه ی مجلسی فرموده اند «أصحها سنداً» لااقل این به دست ما نمی آید. سند هم امر غیبی نیست. سند همین شیوه است که ما بررسی کردیم. و ظاهراً این سند معتبر نیست. نتیجه ی تحقیق سندی من اینکه سند زیارت جامعه معتبر نیست. این قسمت دوم بحث.

  

بخش دوم

نقد بخش نخست سخنرانی آقای دکتر کدیور

 

جایگاه زیارت جامعه ی کبیره در نظر علمای شیعه

  

آقای دکتر کدیور در این قسمت از تحقیق خود، نظر چهار تن از علمای شیعه را در باب عظمت شأن این زیارت نقل کرده اند تا شنوندگان بدانند این زیارت تا چه اندازه نزد بزرگان شیعه معتبر است. این چهارتن، شیخ محمد تقی مجلسی (مجلسی اول)، شیخ محمد باقر مجلسی (مؤلف بحار الانوار)، سید عبدالله شُبّر (صاحب کتاب الانوار اللامعة) و شیخ عباس قمی (مؤلف مفاتیح الجنان) هستند.

آقای دکتر کدیور بیان مجلسی اول را اینگونه ذکر کرده اند: «مرحوم مجلسی گفته است که این زیارت، عین عبارتش را برای شما بخوانم. مجلسی بزرگ، محمد تقی مجلسی، در «روضة المتقین» که شرح «من لایحضره الفقیه» است، ذکر کرده است که: «تردیدی نیست که این زیارت از امام هادی علیه السلام به تقریر امام زمان است و این، کاملترین زیارات و بهترینشان است.» یعنی، نقل این زیارت از امام هادی است که ایشان [یعنی محمد تقی مجلسی] اضافه می کند که به تقریر امام زمان هم هست ....»

با بررسی اصل عبارت مجلسیِ اول در کتاب روضة المتقین، مشاهده می شود که ترجمه ی آقای دکتر کدیور بطور کامل دقیق نبوده است. عبارت مجلسی «لا شکَّ لی» است، یعنی «برای من تردید نیست.» نه اینکه نفی تردید را به شکلی مطلق برای همه ی علمای شیعه یاد کند. عبارت کامل او این گونه است: «... لا شک لی انّ هذه الزیارة من ابی الحسن الهادی سلام الله علیه بتقریر الصاحب علیه السلام و انها أکمل الزیارات و احسنها ....»[۴]

توصیف مجلسی دوم نیز درباره ی زیارت جامعه چنین است: «... لأنّها أصحّ الزّیارات سنداً و أعمّها مورداً و أفصحها لفظاً و أبلغها معنیً و أعلاها شأناً.»[۵] و ترجمه ی آقای دکتر کدیور نیز از این قرار است: «بین همه ی زیارات، این صحیحترین زیارت به لحاظ سند، بیشترین موارد را در این زیارت مشاهده می کنیم؛ به لحاظ لفظ، فصیحترین؛ به لحاظ معنا، بلیغترین؛ و به لحاظ شأن، اعلای همه ی این زیارات است.»

آقای دکتر کدیور ذکری از توصیف سید عبدالله شُبّر نکرده اند و آن را چیزی مانند توصیف مجلسی دوم دانسته اند. با بررسی کتاب «الانوار اللامعة فی شرح الجامعة» اثر سید عبدالله شبّر، مشاهده می شود که توصیف او بسیار مفصّل تر از توصیف مجلسی دوم است که البته در برخی مضامین، با اشارات مجلسی دوم نیز تشابه و همخوانی دارد.[۶]

آقای دکتر کدیور سپس به عبارات شیخ عباس قمی پرداخته اند که رویکرد اصلی سخن با ایشان در این بخش است. ایشان گفته اند:

«... مرحوم محدث قمی، شیخ عباس قمی، هم در مفاتیح این زیارت را که ذکر کرده، بعد یک حکایت سه صفحه ای هم از استادش مرحوم میرزای نوری نقل کرده که او از استاد دیگرش، سید کاظم رشتی آورده، خوابی را ذکر می کند و مواردی را؛ بالاخره می گوید که: «شما را تذکر می دهم به سه امر: نوافل، زیارت عاشورا، و زیارت جامعه.» سه بار هم می گوید زیارت جامعه، زیارت جامعه، زیارت جامعه ....»

با مطالعه ی کتاب مفاتیح الجنان، و تورّق حکایتی که بعد از زیارت جامعه آورده شده[۷]، این رویداد به شکل دیگری در ذهن جای می گیرد که اختلافی اساسی و آشکار با آنچه توسط ایشان ارائه شده، دارد. نکات اصلی این تفاوت نقل از این قرارند:

 

۱-      در کتاب های تراجم و آنچه درباره ی زندگی میرزا حسین نوری، استادِ شیخ عباس قمی، نوشته شده، شخصی به نام «سید کاظم رشتی» در میان استادان وی نیست.[۸]

البته سید کاظم رشتی، پیشوای فرقه ی شیخیّه بود که در سال ۱۲۵۹ هجری قمری در کربلا درگذشت؛[۹] یعنی زمانی که میرزای نوری (متولد ۱۲۵۴ هجری قمری) پنج سال بیشتر نداشت و  در مازندران زندگی می کرد. بعدها نیز شیخی نشد که سید کاظم رشتی را با تسامح استاد او بدانیم؛

۲-      آنچه در این حکایت ذکر شده، از زبان شخصی است به نام «سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی» نه «سید کاظم رشتی»؛

۳-      سید احمد رشتیِ ذکر شده در این حکایت، با عنوان «تاجر ساکن رشت» معرفی شده، نه شخصی از علمای دینی که میرزای نوری نزد او درس خوانده باشد؛

۴-      این حکایت در خواب دیده نشده، بلکه آن گونه که سید احمد رشتی گفته، ملاقاتش با امام زمان علیه السلام در مکانی میان ارزنة الروم و طرابوزان بوده است؛

۵-      در پایان حکایت نیز سید احمد رشتی این سخن را از قول امام زمان علیه السلام می گوید:

«شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه!» 

از سخن آقای دکتر کدیور نمی توان فهمید که شیخ عباس قمی توصیه کرده، یا میرزای نوری یا سید کاظم رشتی!! بخش آخر سخن ایشان گنگ است اما روشن است که ایشان اشاره ای به این نکته نکرده اند که این توصیه از جانب امام زمان علیه السلام بوده است.

 

خوانندگان محترم می توانند به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کرده و اصل این حکایت را که بعد از زیارت جامعه آورده شده، بخوانند. آنگاه میزان انطباق آن را با آنچه توسط آقای دکتر کدیور ارائه شده، به روشنی خواهند یافت.

باید دانست که هر شخص عادی که این حکایت را مطالعه کند و سپس (حتی با گذشت زمان) به نقل آن بپردازد، با نفاوتی به این آشکاری نقل نخواهد کرد؛ چه رسد به آقای دکتر کدیور!!

به‌اميد خدا ادامه‌ي این نقد و بررسی در پست بعدی ارائه ميشود.


پي‌نوشت‌ها:

۱- ارزیابی بخش باقی مانده‌ی نظرات ایشان را می‌توان در مجلسی عمومی با ایشان طرح نمود یا به شکلی تفصیلی به نقد نوشتاری سپرد.

۲- جلسه‌ی برگزار‌شده در منزل سرور گرامی و ارجمند، جناب آقای مهندس محمد توسلی حجتی.

۳- خوانندگان محترم با مطالعه‌ی نقد بخش نخست نظرات ایشان درباره‌ی زیارت جامعه (جایگاه زیارت جامعه در نظر علمای شیعه) خواهند دانست که این عدم صداقت در نقل را نمی‌توان به راحتی توجیه کرد و حمل بر اشتباه سهوی نمود.

۴- روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۵، ص ۴۵۲.

۵- بحار الأنوار، ج ۱۰۲، ص ۱۴۴.

۶- الأنوار اللامعة فی شرح الجامعة، صص ۲۷ و ۲۸.

۷- کلیات مفاتیح الجنان، صص ۸۵۸ و ۸۵۹، حکایت سید رشتی. (در چاپ‌هاي مختلف شماره‌ی صفحه متغير است)

۸- به عنوان نمونه ر.ک.: مرآة الشرق، ج ۱، صص ۶۳۲ تا ۶۳۷؛  هم‌چنین؛ کتاب «علامه محدث نوری»، صص ۷۳ و ۷۴. این کتاب یکی از جامع‌ترین کتاب‌هایی است که با روشی تحقیقی درباره‌ی میرزای نوری نوشته شده است. در کتاب‌هایی چون «معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء»، و «المآثر و الآثار» نیز می‌توان درباره‌ی میرزای نوری مطالب مفیدی یافت. و هم‌چنین در منابع دست اول دیگر.

۹- تاریخ اصفهان و ری، ص ۲۵۸؛ امیرکبیر و ایران، ص ۴۴۳؛ و دیگر کتب تاریخی.

 

 

مطالب مرتبط:

تکمیل پي‌نوشت‌هاي بحث نقد زیارت جامعه

نقد مطالب ارائه‌شده توسط آقای دکتر کدیور در مورد زیارت جامعه کبیره (بخش دوم)

نقد مطالب ارائه‌شده توسط آقای دکتر کدیور در مورد زیارت جامعه کبیره (بخش سوم)

نقد مطالب ارائه‌شده توسط آقای دکتر کدیور در مورد زیارت جامعه کبیره (بخش چهارم) (كتابنامه)

سايت تُراث (جمعي از دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران)

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 1:21  توسط س.م.خ  |