تبليغاتX
ایستگاه اندیشه
من، فكر می‌كنم در اين ايستگاه، به‌ امتداد انديشه‌های دگر...

بخش سوم

نقد بخش دوم سخنرانی آقای دکتر کدیور

تحقیق سندی درباره‌ی زیارت جامعه‌ی کبیره

   

این بخش به نقد و ارزیابی «تحقیق سندی» آقای دکتر کدیور درباره‌ی زیارت جامعه می‌پردازد.

جناب آقای دکتر کدیور با بررسی سند این زیارت که در دو کتاب «من لا یحضره الفقیه» و «عیون اخبار الرضا» نوشته‌ی شیخ صدوق، عالم برجسته‌ی شیعه در قرن چهارم هجری، آمده، به این نتیجه رسیده‌اند که سند این زیارت مخدوش است. درنتیجه؛ از نگاه علم رجال نمی‌توان این زیارت را معتبر دانست.

نکات اصلی «تحقیق سندی» ایشان از این قرارند:

۱-      موسی بن عبدالله نخعی که در کتاب «من لا یحضره الفقیه» اولین روایت کننده ی این زیارت است، «فردی مجهول است. یک کلمه نه در ردّش و نه در اثباتش. در هیچیک از کتب رجالی شیعه نامش ذکر نشده است.» این مسأله درباره‌ی موسی بن عمران نخعی که مطابق کتاب «عیون اخبار الرضا» (کتاب دیگر شیخ صدوق) نخستین راوی است نیز صدق می کند؛ یعنی او نیز مجهول و ناشناخته می باشد؛

۲-      محمد بن اسماعیل برمکی که هم در «من لا یحضره الفقیه»، هم در «عیون اخبار الرضا» دومین راوی است، از دید نجاشی (رجالی معروف شیعه) «ثقه» و مورد اطمینان بوده ولی از نگاه ابن غضائری (دیگر رجالی معروف شیعه) به سبب مبتلا بودن به «غلو و تفویض» ضعیف است؛

۳-      محمد بن عبدالله کوفی که در طبقه ی سوم جای دارد، چون در هیچیک از کتابهای رجالی ذکر نشده، «مجهول کامل» است؛

۴-      ابوالحسین اسدی نیز که به همراه راوی بالا در طبقه ی سوم روات قرار گرفته، به همین دلیل «مجهول کامل» می باشد؛

۵-      چهار نفری که این زیارت را از دو راوی طبقه ی سوم برای شیخ صدوق نقل کرده اند، از آن روی که او بعد از ذکر نامشان عبارت «رضی الله عنه» آورده، با تسامح قابل پذیرش اند.[۱۰]

با توجه به موارد بالا، نتیجه گیری ایشان از این «تحقیق سندی» بدین شرح است:

«بالاخره؛ سندی که در اختیار ما قرار گرفته، اگر بخواهیم مطابق ضوابط فنی علم رجال با آن برخورد کنیم، از این چهار طبقه ای که بین شیخ صدوق تا امام هادی قرار می گیرد، سه طبقه شان کاملاً ناشناس هستند. و یکنفرشان توثیق شده است و تضعیف شده است. هم توثیق شده و هم تضعیف شده است. و از این سه طبقه ی کاملاً مجهول، فقط در مورد آن طبقه ی نزدیک شیخ صدوق گفته شده چون استاد ایشان بوده اند و طلب رضایت الهی برایشان کرده، قابل پذیرش هستند. به هر حال، اینکه علامه ی مجلسی فرموده اند «أصحها سنداً» لااقل این به دست ما نمی آید. سند هم امر غیبی نیست. سند همین شیوه است که ما بررسی کردیم. و ظاهراً این سند معتبر نیست. نتیجه ی تحقیق سندی من اینکه سند زیارت جامعه معتبر نیست. این قسمت دوم بحث.»

خلاصه و چکیده ی «تحقیق سندی» آقای دکتر کدیور درباره ی سند زیارت جامعه ی کبیره در نمودار زير آمده است:

 

                       
              (براي مشاهده‌ي نمودار با اندازه‌ي بزرگتر روي آن كليك كنيد)

 

و اما ارزیابی علمی «تحقیق سندی» آقای دکتر کدیور:

باید دانست آنچه به عنوان ملاک صحیح بودن حدیث نزد علمای قدیم شیعه مطرح بوده، با قانونی که در حال حاضر در میان ایشان رواج دارد، یکسان نیست.

صحیح بودن سلسله‌ی سند حدیث نزد علمای قدیم شیعه به معنای «اعتبار صدور حدیث» بوده است. این بدان معنی است که قراین عقلایی کافی برای صادر شدن حدیث از امامان شیعه علیهم السلام وجود می داشت. در این صورت بود که آن خبر را صحیح می گفتند. اما صحت سند حدیث نزد علمای متأخر شیعه که از احمد بن طاووس (متوفی به سال ۶۷۳ قمری) و علامه ی حلی (متوفی به سال ۷۲۶ قمری) به بعد می باشند، به این معنی است که تمام رجال سند یک حدیث شیعه ی امامی عادل باشند.[۱۱]

در علم اصول فقه ثابت شده که تنها احادیثی که در اصطلاح متأخرین صحیح هستند، حجت نمی باشند؛ بلکه «خبر ثقه» یا «خبر موثوق الصدور» است که حجت شرعی تلقی می شود.[۱۲] و صحیح نزد قدما مانند کلینی، ابن قولویه، صدوق و ... نیز «خبر موثوق الصدور» بوده است.  حدیث ثقه یا موثوق الصدور خبری است که اطمینان عقلایی به صادر شدنش می رود.

اشتباه نخست و اساسی آقای دکتر کدیور در «تحقیق سندی» خود این است که تفاوت میان مفهوم «حدیث صحیح» نزد علمای قدیم شیعه را با معنی آن در میان علمای متأخر در نظر نیاورده اند.

بر اساس رویکرد رجالی قدیم شیعه؛ وقتی شیخ صدوق[۱۳] (به عنوان یک عالم متقدّم شیعه) به صحّت روایتی حکم کرد، یعنی آنقدر قراین عقلایی در دست او بوده تا به این اطمینان برسد که این خبر نمی شود ساختگی باشد و مطمئناً از امام معصوم صادر شده است.

بنابراین؛ استدلال آقای دکتر کدیور که با مجهول خواندن برخی راویان سند این حدیث، اعتبار آن را زیر سؤال می برند، از اساس مشکل دارد و بدون مبناست. چرا که با ملاکی دیگر که مورد استفاده ی علمای شیعه ی آن زمان نبوده، به بررسی آراء آنها پرداخته اند.

و با توجه به اینکه شیخ صدوق از متبحّرترین دانشمندان حدیث شناس شیعه و خود رجالی بزرگی بوده است، از کنار «توثیقات و تصحیحات» وی به سادگی نمی توان گذشت؛ بویژه در کتابی چون «من لایحضره الفقیه» که وی آن را «حجت میان خود و پروردگارش» دانسته و تمام مطالب آن را از کتابهای مشهور و اصلی آن زمان برگرفته و گفته که بر اساسش فتوا می دهد و به صحّت آن حکم می کند.[۱۴] و روشن است که فتوای بدون علم از بزرگترین گناهان بوده و در جهان آخرت عواقبی  بس دردناک در پی خواهد داشت.

بنابراین؛ براساس رویکرد قدیم صحّت حدیث و نیز با توجه به مکانت علمی صدوق، و درجه ی بالای اعتبار روایات کتاب من لا یحضره الفقیه نزد وی، زیارت جامعه ی کبیره از نظر اطمینان بر صادر شدنش از امام هادی علیه السلام قابل اتّکا بوده و مخدوش نیست.

آقای دکتر کدیور بدون اینکه به مبنای شیخ صدوق (متوفای قرن چهارم) در چگونگی ارزیابی سندی روایات توجه کنند، بر اساس مبنای علمای متأخّر شیعه (از قرن هفتم به بعد) حکم نموده اند، بدون آنکه به روش صدوق اشاره ای داشته باشند!!! آیا می توان این روش را علمی دانست؟!

با این حال، بررسی سند این زیارت از نگاه متأخر رجالی نیز خالی از فایده نیست.

همانگونه که اشاره شد، این رویکرد از زمان علامه ی حلی یعنی از قرن هفتم به بعد معمول شده و اکنون نیز علمای شیعه بر این مبنا  قضاوت می کنند. اما این بدان معنا نیست که هر خبری که با این مبنا در تعارض بود، از سوی ایشان طرد شود.

پیش از آنکه نتیجه گیری آقای دکتر کدیور در این زمینه نیز به بوته ی نقد گذاشته شود، توجه به یک نکته ی بسیار مهم ضروری است:

بر فرض اینکه ما روش بررسی اعتبار روایات را فقط از طریق وثاقت و ضعف راوی خبر یعنی روش علمای متأخر بدانیم، اشتباه دوم آقای دکتر کدیور آن است که پنداشته اند برای اثبات وثاقت یا ضعف راوی، تنها راه تشخیص، شهادت علمای رجال در کتابهای رجالی است. در حالی که در علم رجال، «توثیق یا تضعیف علمای رجال» یکی از راههای کشف وثاقت یا ضعف راوی است و باید دانست که راههای متعدد دیگری نیز در این زمینه وجود دارند.[۱۵]

 



پی نوشتها:

 

۱۰- عبارت آقای دکتر کدیور در این باره از این قرار است: « حالا فرض کنیم اساتید شیخ صدوق هم پذیرفته شده باشند. بواسطه ی همین «رضی الله عنه» آدمهای قابل اعتمادی باشند ...» ایشان در پایان تحقیق سندی خود نیز به صراحت این چهار نفر را از سوی علمای شیعه قابل اعتماد دانسته اند. (ر.ک. متن سخنرانی ایشان در بخش نخست این رساله)

۱۱- ر.ک. بحث مبسوط شیخ بهائی (متوفی به سال ۱۰۳۰ ق.) در کتاب «مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین»، صص ۲۴ تا ۳۰. و نیز کتاب «کلیات فی علم الرجال» اثر شیخ جعفر سبحانی، صص ۳۵۸ و ۳۵۹.

۱۲- ر.ک. فرائد الاصول، بحث مربوط به حجیّت ظن (خبر واحد). 

۱۳- و مانند او، دیگر علمای قدیم شیعه پیش از علامه ی حلی در قرن هفتم هجری.

۱۴- عبارت صدوق اینگونه است: «... بل قصدت الی ایراد ما افتی به و أحکم بصحّته و أعتقد فیه أنه حجة فیما بینی و بین ربّی ـ تقدست ذکره و تعالت قدرته ـ و جمیع ما فیه مستخرج من کتب مشهورة علیها المعوّل و إلیها المرجع ....» (من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳)

۱۵- برای بررسی دقیق این موضوع، ر.ک. کلیات فی علم الرجال، فصل پنجم (التوثیقات الخاصة) و فصل ششم (التوثیقات العامة). در فصل پنجم، مواردی چون «نص احد المعصومین علیهم السلام او الاعلام المتقدمین او المتأخرین»، «دعوی الاجماع او المدح الکاشف» و «سعی المستنبط علی جمع القرائن» بررسی شده و به عنوان ملاکهایی برای معتبر دانستن راویان حدیث ارائه شده اند. در فصل ششم نیز به ملاکهایی چون «اصحاب الاجماع»، «مشایخ الثقات»، «الوکالة عن الامام علیه السلام»، «شیخوخة الاجازة»، و... بررسی شده اند.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 21:8  توسط س.م.خ  |