چندي پيش يه اتفاق جالب افتاد؛ بهدنبال پخش سريال اغما در ماه مبارك رمضان از تلويزيون، در انتهاي يكي از جلسات حسينيه، يكي از آقاي دكتر كديور راجع به اين سريال و امكان رؤيت شيطان سؤال كرد كه ايشان نظرات خودشون رو بيان فرمودند و در ادامه به طعن چنين گفتند كه اشكال كار از اونجاست كه كارشناسان مذهبي كه به اين برنامهها مشاوره ميدن تسلّطشون روي روايات بيشتر از قرآنه!!! البته همهی دوستان ميدونن كه يكي از اين علامت تعجبها زياديه؛ چراكه كليگويي و بهدنبال اون زدن يك نكتهي اعتقادي بيارتباط با اون قضيهي كلي و مصادره به مطلوب مباحث، در روش ايشون اتفاق خيلي جديدي نيست و تقريباً همه يهجورايي به اون عادت كردن. به هر حال چندي بعد در انتهاي يكي از جلسات يه نوشتهاي در نقد سخن ايشون پخش شد كه من اونو گرفتم و حالا هم اينجا ميذارم؛ اميدوارم جالب باشه...
« بحثي قرآني در امكان رؤيت شيطان »
این نوشته بر آن است تا به موضوع «امکان رؤیت شیطان با چشم بشری» پرداخته و آن را با نگاهی قرآنی بسنجد.
برای شروع بحث، آیه ی پنجاهم از سوره ی کهف را در نظر می آوریم:
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ.
و آن هنگام که به فرشتگان گفتیم که بر آدم سجده کنید، پس سجده کردند مگر ابلیس که از جن بود. پس از فرمان پروردگارش سر باز زد.
با توجه به این آیه، دانسته می شود که ابلیس از گروه جنیان بوده است.
نکته ی دیگر از آیه ی سی و نهم سوره ی نمل به دست می آید:
قال عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ.
عفریتی از جنّیان به سلیمان گفت: من آن [تخت] را پیش از آنکه تو از جایت برخیزی، خواهم آورد؛ و من بر آن دارای قدرت بوده و امین هستم.
این آیه که به رویداد انتقال تخت ملکه ی سبا به سرزمین سلیمان نبی مربوط است، از عفریتی جنّی سخن می گوید. این جن پیشنهاد کرد که در مدتی کوتاه، آن تخت را برای سلیمان بیاورد. در پی آن بود که شخصی که از او با عنوان «دارنده ی بخشی از علم کتاب» یاد شده، ادعا نمود که تخت را پیش از چشم بر هم زدن سلیمان خواهد آورد.
سیر این گفتار نشان می دهد که آن جن در مجمع دربار سلیمان نبی حضور داشته و دیده می شده است. پس امکان دیده شدن ابلیس و شیاطین او که از گروه جنّیان هستند، منتفی نیست.
گذشته از این؛ آیات دیگری نیز بر این موضوع دلالت دارند که برخی شیاطین برای سلیمان علیهالسلام «بنّایی و غوّاصی» نموده و در حکومت او نقش آفرینی می کرده اند. (سوره ص، آیات ۳۶ و ۳۷):
فَسَخّرنا لهُ الرّیحَ تَجرِی بِأَمرِهِ رُخاءً حَیثُ أصابَ. و الشَیاطِینَ کُلَّ بَنّاءٍ وَ غَوّاصٍ.
پس بادها را به امر سلیمان در آوردیم [به گونه ای که] به هرکجا که او می خواست، به آرامی در حرکت بودند. و شیاطین بناکننده و فرورونده در آب را نیز [به امر او گماردیم].
در این زمینه می توان به آیات دوازدهم تا چهاردهم سوره ی سبأ نیز اشاره نمود:
وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعيرِ. عْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحاريبَ وَ تَماثيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ. فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهين.
و از جنیان بودند کسانی که در برابر سلیمان کار می کردند به اذن پروردگارش. و آنکه از ایشان فرمان ما را سر می پیچید، از عذاب آتش سوزان او را می چشانیدیم. آنچه سلیمان از غرفه ها یا مسجدها یا قصرها و تمثالها و کأسهای چون حوضها و دیگهای برقرار، می خواست، برایش میساختند. ای خاندان داود! شکر کنید؛ و اندکی از بندگان من شاکرند. پس چون گزارش دادیم بر او مرگ را، دلالت نکرد ایشان را بر مرگ او مگر جنبنده ی زمین که می خورد عصایش را. چون به رو درافتاد، ظاهر شد جن را که اگر غیب را می دانستند، در عذاب خوارکننده نمی ماندند.
آیا این آیات بر دیده شدن آن شیاطین دلالت نمی کنند؟! یا اینکه نشان می دهند آنان دستی از غیب بر آورده و بناها را می ساختند؟!
این بحث ساده ی قرآنی نشان می دهد که امکان مجسم شدن جن ـ و به تبع آن، ابلیس و ایادی او ـ وجود دارد. و اما اینکه این کار در هر شرایطی و برای هرکسی صورت می گیرد یا خیر، بحث دیگری است که این نوشته ی کوتاه را با آن ارتباطی نیست.
بنابراین؛ چنین می نماید که روایات مربوط به این موضوع، با آیات قرآن همنوا بوده و هیچ تعارضی میان آنها با قرآن نیست. مانند رویارویی حضرت ابراهیم علیه السلام با ابلیس در زمانی که برای قربانی کردن فرزندش می رفت؛ یا مجسم شدن ابلیس بر حضرت ایوب علیه السلام.
با تشکر و تقدیم احترام فراوان
جمعی از دانشجویان دانشکده ی فنی دانشگاه تهران
۳ آبان ماه ۱۳۸۶







